خادم | شهرآرانیوز؛ پیامدهای تورم بر اقلامی همچون مواد غذایی، مسکن و خودرو ملموس است، اما این تورم تأثیرهای بلندمدت و خاموشی نیز بر فرهنگ دارد که نتایج آن ممکن است سالها بعد آشکار شود. کاهش شدید ارزش پول ملی، تهیه ابتداییترین مدل دوربین عکاسی را نیز برای بسیاری از هنرجویان به رؤیا بدل کرده است.
مسعود احمدزاده، یکی از فروشندگان قدیمی و بنام تجهیزات عکاسی در مشهد، و علی عظیم زاده، مدرس فیلم برداری و عکاسی که مدیریت مجموعهای برای اجاره تجهیزات تصویربرداری را نیز بر عهده دارد، بر این واقعیت تأکید میکنند. به گفته احمدزاده، این گرانیها باعث شده است بسیاری از علاقهمندان با یک برآورد اولیه، اساسا از ورود به دنیای هنر صرف نظر کنند. آماری که عظیم زاده ارائه میدهد نیز گویای وضعیت موجود است؛ از میان ۷۰ هنرجوی او، تنها ۱۰ نفر دوربین شخصی دارند و دیگران فاقد توان خرید آن هستند.
گزارش پیش رو نگاهی است به تأثیر تورم بر بازار تجهیزات و لوازم عکاسی و فیلم برداری.
مسعود احمدزاده، یکی از مدیران فروشگاههای قدیمی تجهیزات عکاسی و تصویربرداری است، درباره وضعیت این حرفه در ماههای اخیر میگوید: از هجدهم و نوزدهم دی ماه که آن وقایع رخ داد، روند نزولی کسب وکار ما آغاز شد. پس از آغاز جنگ، تراکنشهای ما به شدت کاهش یافت؛ به گونهای که شاید در هفته یک تراکنش هم نداشتیم.
برای نمونه، فروش ما محدود به کالاهای ناچیزی نظیر یک جفت باتری برای ساعت دیواری بود. لوازم عکاسی و اینها فراموش شده بود و همه مردم هم دنبال مایحتاج اولیه بودند. دیگر کسی دنبال هنر و تجهیزات آن نبود. این تأثیر در همه مشاغل بود. تقریبا دو ماه هیچ خبری در کار ما نبود. گفتیم شاید تعطیلات عید تأثیری داشته باشد و کسانی بخواهند بروند سفر و برنامه عکاسی هم داشته باشند، که آن هم کنسل شد. یعنی وضعیت مستقیم و غیرمستقیم تأثیرش را روی کار ما گذاشت.
او سپس به اتفاقی که تأثیری بیشتر از جنگ در کسب وکارشان داشته، یعنی قطعی اینترنت اشاره میکند: با قطع شدن نت، بچههایی هم که تولید محتوا میکردند کارشان خوابید. یعنی فروش تجهیزات نوری و میکروفون و لوازم تولید محتوا هم خوابید. برای ما تأثیر مخرب قطعی اینترنت خیلی بیشتر از جنگ بود.
او ادامه میدهد: اینترنت راه افتاده، کار ما هم یک تکانی خورد، نه اینکه مانند قبل شده باشد، اما تلفن هایمان زنگ بیشتری میخورد و آمدهاند نور و وسایل مربوط به تولید محتوا گرفتهاند. البته تقریبا خریدی انجام نمیشود و مردم دارند قیمت میگیرند و بررسی میکنند، چون منتظرند ببینند تکلیف توافق و جنگ چه میشود. ترسی دارند از ریزش دلار. این است که کسانی که میتوانند صبر کنند صبر میکنند.
برای درک تأثیر تورم نیازی به آمار و حساب و کتاب نیست، ایرانیها دارند آن را هر روز با تمام وجود و اعصاب و روانشان حس میکنند. این وضعیت خیلی از خواستهها و نیازها را غیرقابل دسترس میکند. به گفته مسعود احمدزاده خرید دوربین دیگر دارد به یک رؤیا و آرزو تبدیل میشود: همه عکاسان آرزوهایی دارند که فلان لنز یا دوربین را بخرند. اما این آرزوها هر روز دارد دست نیافتنیتر میشوند.
ارزانترین دوربین بازار الان شده ۸۵ میلیون تومان! حالا تصور کنید حال آن هنرجویی که میخواهد عکاسی را شروع کند و باید یک دوربین ۸۵ میلیون تومانی و یک لپ تاپ تقریبا با همین حدود قیمت بخرد. میتواند؟ تازه لوازم جانبی مورد نیاز را هم که اگر در نظر بگیری در مجموع مبلغ خیلی قابل توجهی میشود. با این درآمد و شرایطی که هست تهیه آن خیلی سخت است.
قبلا یک جوری بود که میگفتیم دلاری خرج میکنیم و ریالی در میآوریم، الان بدتر شده و شاید باید بگوییم مثلا دینار کویت خرج میکنیم و ریالی درمی آوریم. یک زمانی میآمدند سه پایه «مانفروتو» (Manfrotto) ایتالیا میگرفتند، این دیگر اصلا رؤیاست. نماینده اش جمع کرد. به من گفت آقای احمدزاده دیگر اصلا کسی سهپایه نمیخرد. راست هم میگوید، یک سه پایه مانفروتوی خوب الان ۱۰۰ میلیون تومان است. درآوردن این مبلغ خیلی مشکل است.
او ادامه میدهد: الان دوربین «آلفا ۴» سونی را میفروشیم ۳۰۰ میلیون تومان. این رقم برای ما سودِ درصدی که ندارد که مثلا ۱۰ درصد سود بگیریم. اصلا این داستانها نیست. الان دوربین هرچقدر برای ما دربیاید، بعد از کسر هزینه ها، فقط یک میلیون تومان سود میگیریم. یک میلیون سود در ۳۰۰ میلیون تومان یعنی هیچ. منتی نداریم، چون باید با فلان سایت هم رقابت کنیم. این است که بالارفتن قیمتها از این جهت هم بدتر شده است. هم مشتری کم شده هم میزان سود ما. الان در ماه یک دوربین هم نمیفروشیم.
دوربین و همه تجهیزات اصلی آن وارداتی است و این گرانی مانعی بزرگ است پیش پای بسیاری از کسانی که میخواهند وارد این عرصه شوند و هم کسانی که نیاز دارند دوربینشان را تعویض یا به روز کنند یا ارتقا بدهند. از احمدزاده که عکاس نیز هست، از تأثیر این وضعیت در عکاسی به طور کلی و هنر عکاسی به طور خاص میپرسیم که میگوید: هر کسی که بخواهد بیاید توی این رشته، اکر یک حساب و کتابی بکند منصرف میشود و میرود مثلا رشته انسانی که چیزی لازم نداشته باشد. نه فقط عکاسی، وارد هر رشتهای از هنر که بخواهی بشوی از این داستانها دارد و لوازم و تجهیزات خودش را میخواهد. این طور که پیش میرود، هنر از بین میرود.
علی عظیم زاده، که هم فیلم بردار است و هم شرکت کرایه تجهیزات فیلم سازی دارد، درباره تأثیر شرایط جامعه بر کار فیلم سازی میگوید: مانند بسیاری از مشاغل دیگر، وضعیت بر کار ما هم تأثیر به شدت زیادی داشت. حتی یک جاهایی کار به صفر و به تعدیل نیرو هم رسید. تا یک مدتی که اصلا مجوز داده نمیشد که فیلمی ساخته شود، مگر یک سری فیلمهایی که در راستا بود و آنها استثنا هستند و یک عده معدودی میتوانند کار کنند.
عوامل فیلم مانند بچههای فیلم بردار و تصویربردار و صدابردار هم یا تقریبا هیچ کاری برای انجام نداشتند یا خیلی کم کار کردند. حتی خود من در حال تأسیس آموزشگاه سینمایی بودم و همین داستانها باعث شد که دست نگه دارم تا دوباره فکر کنم و ببینم با توجه به ابهامی که وجود دارد و شرایطی که نمیدانیم چه در انتظارمان است، چه کار باید بکنم.
او درباره تأثیر تورم بر کار اجاره تجهیزات نیز میگوید: بالارفتن قیمت هم برای شرکتهایی که اجاره میدهند و هم برای فیلم ساز یا کسانی که میخواهند از این لوازم استفاده کنند، صدمه دارد. مثلا یک زمانی یک چراغ را میخریدیم ۷ میلیون تومان و به ۱۰۰ هزار تومان اجاره میدادیم، ولی الان یک چراغ را باید ۲۰۰، ۳۰۰ یا ۵۰۰ میلیون تومان بخری و نهایت باید یک میلیون بدهی اجاره. این توجیه ندارد، نه برای کسی که اجاره میکند نه برای کسی که برای یک میلیون تومان، جنس چند صد میلیونی خریده است. دوربین و دیگر تجهیزات هم به همین وضع و همین نسبت گران شده است.
این فیلم بردار درباره تأثیر کیفیت و به روز بودن تجهیزات فیلم سازی بر نتیجه نهایی کار میگوید: قاعدتا فرم و محتوا با هم هستند، اگر هر دو به صورت استاندارد و سطح بالا انجام شود میتواند نتیجه خوبی داشته باشد. محتوا اگر خوب نباشد، شما اگر بهترین ابزار را هم داشته باشید، فایدهای ندارد. اما در صورتی که قصه خوبی داشته باشی، فرم میتواند به محتوا کمک کند و تجهیزات هم بخشی از فرم را تشکیل میدهد. اگر امکانات در راستای اندیشه فیلم ساز باشد میتواند خیلی اثرگذار باشد که نمونههای زیادی هم داشتهایم.
وضعیتی که در آن هستیم بر تولید فیلم تأثیر مستقیم داشته، هم در کیفیت و هم در کمیت آن و عظیم زاده در این باره بیان میکند: از هر ۱۰ نفر، یکی دو نفر آن هم به سختی و مشقت موفق میشود کار را کلید بزند. میگویم که، به جز کارهایی که متناسب با اتفاقات جنگ و اینها بوده که آن هم تعدادش محدود بوده، تقریبا کاری ساخته نشده است.
اگر کسی هم میخواست کاری بسازد، مجبور میشد از برخی ابزار چشم پوشی و به اصطلاح «لو باجت» و کم هزینه کار را ببندند. یعنی فیلم را هم اگر ساختهاند با آن استانداردی -از نظر تکنیکی- نبوده که در ذهن داشتهاند. تاثیر این وضعیت بر هنر و کیفیت آثار صددرصد منفی است.
همین که اثری ساخته نمیشود، خودش منفی است. همیشه میگفتند باید در کنار کار سینما یک شغل دوم هم داشته باشی، اما اگر من بخواهم تجربه ۲۶، ۲۷ ساله کار سینماییام را به شما بگویم، میگویم این سینماست که باید شغل دوم باشد و این متأسفانه خیلی دردناک است. هیچ جا هم نیست که بخواهد حمایت کند.
او که مدرس فیلم برداری، عکاسی و کارگردانی نیز هست، تأثیر گرانی و تورم را در کلاسها و در میان هنرجویانش به وضوح میبیند: من هفتاد نفر دانشجوی عکاسی دارم و از این تعداد شاید کمتر از ۱۰ نفر دوربین دارند، آن هم نه دوربین آن چنانی، بقیه توان خرید دوربین ندارند. در نتیجه این وضعیت قاعدتا روی کیفیت آثار و هنر تأثیر خواهد گذاشت، حالا چه فیلم سازی و چه عکاسی.